از گرفتاری های همیشگی من

تعرفه تبلیغات در سایت
 الان یادم اومد که بنویسم چقدر بد است آدم نتواند خودش باشداگر آزادی بود لباسی که من می پوشیدم یک بلوز و شلوار گشاد با یک روسری بود از لباس تنگ بدم میاد اما چون مد روز اینه که مانکن باشی و لباس گشاد آدم رو شکل پیرزن ها می کند م گاهی بپوشم بعضی وقتها هم از بس دقت می کنم تازه کار را خراب می کنموقتی قرار شد از اصف  هان برگردیم شهرستان متعصب بابام.  من به نشانه مخالفت با بابا تصمیم گرفتم در اون شهرستان متعصب مانتو بپوشم و یادم هست وقتی از کوچه های راه مدرسه رد می شدم زنها بهم می گفتند دختره برو چادرت را سرت کن گذشت و من درکمال ناباوری با زبان 100 درصد زده داده رتبه3000 در زبان (نمی دونستم باید مرحله دوم امتحان بدم  و گرنه رتبه 5000 تبریز قبول شده بود زبان) قبول نشدم وقتی رفتم دانشگاه آزاد خیلی دردناک بود تمام کسانی که نتوانسته بودند به دانشگاه راه یابند از حرص دلشون دانشگاه آزاد و منو مسخره می کردند و بدتر از همه غر غرهای پدرم که تو در گزینش رد شدی چون عرف دیار  نون  چادر است و ...........گذشت و چون دانشگاه آزاد هزینه داشت و اون موقع کمتر کسی به دانشگاه آزاد می رفت خواستگار های من کم شدند آنها که دستشون به دهنشون می رسید و می آمدند خواستگاری وضعیت معلمی زندگی اون موقع ما مطابق میلشان نبود و می رفتند این شد که پدرم دوباره غرغر که تو چون
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 20:42
برچسب‌ها :
برای این دفتر هر چی فکر کردم کلمه پیدا نکردم  کسانی که نامحرم بودند و اومدند دزدی که هر چی تیر خوردند نوش جان.بیشتر بخورند و الهی بمیرند دیگران راحت بشوداما محرم هایی که اومدند اگه انرژی مثبت بودند که فکر نکنم منفی ها به خودشون گرفته باشند اما اگر حسود و بخیل و مثل خر لگد زدند که بازم گرفتار انرژی منفی خودشون شدند و امیدوارم لگد  بخورند حسابی من کلا راضی نیستم بچه هام تنها باشند یک عده بیمار روانی اونها رو گذاشته باشند تو آکواریوم برای سرگرمی نگاه کنند کور بشوند انشالله حرف پایان + نوشته شده توسط سی در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶ و ساعت 14:16 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 30 دی 1396 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :
چه روز خوبیه امروز چه بی اندازه  خوشحالم

یک هفته ای بود استرس اینکه عقب هستم از خیلی چیزها را داشتم 

اما امروز که بصیرت و بینش شناخت خیلی از افراد و آدم ها را داشتم 

سر خوش از جلو بودن سوت می زنم 

+ نوشته شده توسط سی در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ و ساعت 7:21 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:46
برچسب‌ها :
یک سند جدید از توهم بعضیا من آهنگ حکومت نظامی البته اون غمگینه رو دوست داشتم طرف به توهم خودش آهنگ خشنه که ......او نو در وبلاگش گذاشته بود و دختر کوچک من خوشش آمده بود و ما هم به سو تفاهم بعضیا مثل همیشه می خندیم االان که پیداش کردم میذارم برای وبلاگم تا بعضیا بفهمند که اونها بر اساس افکار خودشون دیگران رو قضاوت می کنند  همونطوری که همیشه گفتم هر کسی دیگران رو همانطور می بیند که خودش می بیند و چقدر دیگران افکار پوچی دارند !!!!!!!!! خدایا یا دست دزدها را از خونه و زندگی ما کوتاه کن یا ما رو از شر ذهن آنها محافظت کن  + نوشته شده توسط سی در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ و ساعت 20:47 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:49
برچسب‌ها :
چند وقتی بودیک سوال فکرم را مشغول کرده بود و هر دفعه که سر گوشی می رفتم یادم می رفت سرچ کنم تا صبحیه یک پائول نامی را حرف طرفدارانه ای از یک نفر زده بود و منم با گابریل نامی اشتباه گرفته بودمش بگم که این گابریل نام یک روزی منو از دیوانگی نجات داده بود (داستان من فقط اومدم یک تلفن بزنم) او مرا از تدریس در مقطع ابتدایی نجات داد تصویر زن چاقی که به اوضاع دیونه خونه عادت کرده بود آنچنان تاثیر گذار است در این کتاب که روز اول کارم در ابتدایی وقتی معلم چاق و باهوشی که چرت و پرت می گفت را دیدم سر یک هفته از ابتدایی فرار کردم  اینو گفتم که بگم وقتی او با ما  گفته جهان یک آینده نگر را از دست داده واقعا ذهن کل گرای او قدرت شگرفی داشت روحش شاد و افسوس که من یادم رفته بود که او فوت کرده و حدود ده روزی هست که هر وقت یاد حرف نویسنده ای که از یک ......طرفداری کرده بود می افتادم می گفتم مگه میشه؟مگه داریم؟ فکر کنم سی است تا کجاها که .......مردم را گمراه نمی کند هر چند طرف از اون متعصب های مذه بی که در یک توهمی چنین حرفی زده و شاید مسئله سی اسی نیست  اما قطعا روح گابریل لرزیده اما اگه همه اشتباه   + نوشته شده توسط سی در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۶ و ساعت 6:41 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:49
برچسب‌ها :
اولین بار که فهمیدم خشمم انرژی منفی زیادی تولید می کنه مربوط میشه به سن شانزده سالگی .بابای من آدم سر و ساده ای بود در عین حال روزی لوطی(نمی گم دست و دلباز چون در جاهایی خساست داشت اما مرام او باعث میشد.... )خلاصه یکی از همکارانش در اصف هان مهد گذشت و ایثار مورد توجه درویشی قرار گرفته و......... بگذریم در اوضاع نابه سامان آنروز به خاطر درویشی حال خوشی پیدا کرده و بیشتر بامرام شده بود و دیگه ........فقط من می دونم چه افراطی !!!!!!!!برادر این همکارش هر چند پسر موجهی بود اما اصلا سنخیتی با ما  نداشتیم و به خودشان اجازه داده بیایند خواستگاری من !!!!!! (نمی دونید در شانزده سالگی چه غول مغروری من بودم ) برای همین به من برخورد تازه دوماه بعد از جواب رد ما .آمده و ماشین بابای من را قرض گرفته برای خرید عقدش!!!چون من حرصم گرفت تو دلم گفتم انشالله تصادف کنید که اینقدر رو دارید  رفتند و با ماشین تصادف کرده برگشتند و حتی به روی خودشان نیاوردند و خرج تصادف آنها را بابا داد. دومین بار وقتی من عصبانی شدم گفتم الهی خانه پدر شوهر آتش بگیرد و خراب شود و چون در آن خانه گرمایی برای آتش نبود و یخ زیاد بود خانه را آب گرفت (خانه خراب شد )اما منجی فروریختن خانه برادر شوهر عوضی من شد که پدر شوهرم را از حرص دلش هم خیلی تلکه کرد و هم باعث شد(یک دختر رو  دهاتی ها بندالش کرده بودند و حرص دلش ..... )روابط ما با
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 4:39
برچسب‌ها :
نه اینکه ا از نطفه اشراف زاده بودند بعدشم همیشه جیبشان پر پول بوده  حالا اگه یک عده ای از پول صحبت کنند آبروشون میرههر چی با خودم میگم با نفهم ها هم کلام نشوم می شوم و یک عده عقده ای خوشحال می شوند اینقدر نفهم هستند که نمی دانند زبان وسیله ای برای مخفی کردن افکار است  فعلا دارم می سازم(اینم یک تو دهنی برای آنان که توهم ) توهم هم شامل موارد زیادی از جمله هوش ثروت زیبایی عقل دانایی اصل و نصب و خلاصه هر چیزی میشه  از قدیم گفتند آدم گدا و اینهمه ادا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده توسط سی در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ و ساعت 14:25 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 4:39
برچسب‌ها :
آلودگی و زلزله و ....... تازه آدم هم بین یک عالمه نکیر(میگند؟ )و منکر قرار گرفته باشه و نتونه یک احوالپرسی کنه اونم ......منم بیش فعال ،!دل به دریا زدم سوال پرسیدم مثلا خوبی؟البته سوال را سال پیش!!!! و البته سریع پشیمون شدم که..... بگذریم اومدم بگم :بدیهی است که آدم گاهی از نوع بشرم هم متنفر باشه چه برسه به جنس مخالف و در مقطعی تنفر از دانشگاه و عجله برای فارغالتحصیل باعث شده که بگیم کاش با فلانی پایان نامه رو نگرفته بودم و درست بعد از این حرفهای من استاد راهنما من ماموریت گرفت رفت و من در شرایطی قرار گرفتم که بتوانم استاد راهنمام رو عوض کنم و همیشه خودم را ملامت می کردم (فکر نکنید من خوب شیفته ام ها؟ ) فقط چون خودمو خوب می‌شناسم من بعضی وقتها آنچنان از ته دل از خدا یک چیزی رو می خوام(و البته بر اساس کتابها می گویم خدایا از طریقی عالی ) که درجا خواسته من اتفاق می افتد قدیم ها که هنوز بود نبودم با تنفر خواسته های بدی داشتم و میزدم بعضیا رو لت وپاره میکردم الان فقط میگم خدایا واگذارش کردم به خودت بگذریم دیروز که به شدت ناراحت بودم که پای تخت نشین ها چه وضع بدی دارند(زلزله زده حداقل تکلیف خودشو میدونه ) یادم افتاد اس تاد راهنمام الان چیکار میکنه شب چله هم بود راحت میشد احوالپرسی کرد ولی .......امان از بی ظرفیت های کافر خلاصه فقط اینجا اگه استادمان میخونه:استاد چقدر شما مغروری مگه یک د
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 14:11
برچسب‌ها :
آلودگی و زلزله و ....... تازه آدم هم بین یک عالمه نکیر(میگند؟ )و منکر قرار گرفته باشه و نتونه یک احوالپرسی کنه اونم ......منم بیش فعال ،!دل به دریا زدم سوال پرسیدم مثلا خوبی؟البته سوال را سال پیش!!!! و البته سریع پشیمون شدم که..... بگذریم اومدم بگم :بدیهی است که آدم گاهی از نوع بشرم هم متنفر باشه چه برسه به جنس مخالف و در مقطعی تنفر از دانشگاه و عجله برای فارغالتحصیل باعث شده که بگیم کاش در فلانی پایان نامه رو نگرفته بودم و درست بعد از این حرفهای من استاد راهنما من ماموریت گرفت رفت و من در شرایطی قرار گرفتم که بتوانم استاد راهنمام رو عوض کنم و همیشه خودم را ملامت می کردم (فکر نکنید من خوب شیفته ام ها؟ ) فقط چون خودمو خوب می‌شناسم دیروز که به شدت ناراحت بودم که پای تخت نشین ها چه وضع بدی دارند(زلزله زده حداقل تکلیف خودشو میدونه ) یادم افتاد اس تاد راهنمام الان چیکار میکنه شب چله هم بود راحت نیست احوالپرسی کرد ولی .......امان از بی ظرفیت های کافر خلاصه فقط اینجا اگه استادمان میخونه:استاد چقدر شما مغروری مگه یک دانشجو نمی تونه برای استادش آرزوی موفقیت بکنه؟؟؟؟؟!!!!!!! اگه درست فهمیدم اگر درست نفهمیدم ببخشید شایدم .......... البته استاد ما اصلا مغرور نیست چون راحت در تلگرام جواب منو(دقت داشته باشید من خودمم گاهی جواب خودم رو ندارم بگم )میداد.و نسبت به بعضی از استاد ها که حتی یک بله هم
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 14:11
برچسب‌ها :
قابل توجه کسانی که زر زیادی می زنند

امروزاتفاق خاصی افتاد مربوط به پست قبلی نمیشه مربوط میشه به اینکه من در مورد 20 درصد توهمم گفتم

و دیگه نه پروفایل کسی رو چک می کنم و نه.......

و فقط خدا میداند چه کسی پاک و چه کسی نیت درستی دارد.

کثافتهای دزدی که دستشان آلوده است اینجا حق ........حرف اضافه ندارند

+ نوشته شده توسط سی در شنبه دوم دی ۱۳۹۶ و ساعت 19:24 |
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 14:11
برچسب‌ها :